}

دو - سه روز قبل با همکاران مدرسه به روستای حسنارود رفتیم.حدود ده سالی می شود که در شهر ما رسم است که مدیر مدرسه در هفته ی معلم آنها را به یک گردش همراه با نهار می برد. وقتی چند معلم مشغول آماده کردن نهار بودند از خانه ای که بودیم بیرون آمدم و در کوچه های روستا مشغول چرخ زدن شدم. ار همان نزدیکی صدای اذان می آمد . پیرمرد بعد
ادامه مطلب














